زشت و زیبا
مومیایی حسن آباد سنندج در حین عملیات تعریض جاده مسیر شهرک
حسن آباد- سنندج، 5 قبر تاریخی کشف شدند. مسئولان سازمان میراث
فرهنگی و گردشگری کردستان طبق کارشناسی های اولیه، قدمت این
قبرها را 3 هزارسال تخمین زدند. در این قبرستان كه مردگان به صورت
چمباتمهای دفن شده اند، اشیائی همچون نیزه های جنگی، دست بند
مفرغی و کاسه های سفالی نیز کشف شده است. شاهدان عینی که در
ساعات ابتدایی کشف این گورها قادر به دیدن آنها شدند، اظهار می دارند
که یکی از این قبرها مربوط به یک پادشاه می باشد (فیلم کوتاه مربوط به
آن پیوست است). این جسد به صورت سالم در یک تابوت قرار داده شده
که لایه ی بیرونی آن را سرب و ساروج و لایه ی داخلی آن طلاکاری شده
است. طول این تابوت دقیقاً به اندازه ی طول جسد می باشد. در کنار سر
این جسد یک(یا دو) جعبه ی طلایی و با محتویات اشیایی از جنس طلا، در
کنار آن یک نیزه و در روی سینه و میانه ی بدن آن دو شی، یکی به شکل
ماهی و دیگری به شکل عقاب قرار دارند. روی این دو صفحه کلماتی به
زبان میخی حک شده است. همچنین در پشت سر جسد و بر دیواره ی
تابوت، تصویری حک شده دیده می شود. نکته ی قابل توجه در این جسد،
سالم بودن جسم است. این جسد حتی به شیوه ی مومیایی های کشف شده
در پارچه قرار داده نشده و با این وجود تمام نقاط آن کاملاً سالم مانده اند
. تصاویر مربوط به چهار جسد دیگر در تلویزیون محلی کردستان پخش
شده، اما تصویر مربوط به این پادشاه تاکنون در تلویزیون جمهوری
اسلامی و شبکه ی محلی کردستان پخش نشده است. به گفته ی مردم
محلی، با توجه به اینکه سرقت آثار تاریخی کردستان همواره از سوی
بعضی مسئولین صورت گرفته است، این نگرانی وجود دارد که این جسد
نیز همچون موارد دیگر به سرقت برود. قبرستان کشف شده در فاصله
500 متری تپه باستانی زاگرس سنندج قرار دارد که در فهرست آثار ملی
ثبت شده است.. تصاویری از مومیایی بی نظیر پیدا شده در منطقه حسن
اباد سنندج-این مومیایی پیدا شده که حین خاکبرداری در جاده سنندج
حسن اباد پیدا شده احتمال می رود این مومیایی متعلق به دیاکو پادشاه ماد
می باشد متاسفانه تا کنون هیچ گونه اطلاعی از سرنوشت این مومیایی در
دست نیست. بنا به اظهار نظر شاهدان مومیایی توسط یک هلیکوپتر
ناشناس به محل نامعلومی انتقال داده شده است..سازمان میراث فرهنگی
در موزه فقط چند تکه استخوان را نشان عموم مردم داده اند و فقط به این
اکتفا کرده اند ولی تصاویر گرفته شده خلاف آن را نشان می دهند. تابوت
پیدا شده تمام از طلا پوشیده شده بوده است
بنا به اظهار نظر شاهدان مومیایی توسط یک هلیکوپتر ناشناس به محل نامعل می انتقال داده شده
است.. سازمان میراث فرهنگی در موزه فقط چند تکه استخوان را نشان عموم مردم داده اند و
فقط به این اکتفا کرده اند ولی تصاویر گرفته شده خلاف ان را نشان می دهند
|
خواندن کل این متن بیشتر از 3 دقیقه زمان شما را نخواهد گرفت، پس لطفا بخوانید! |
١٨ سال پیش من در شرکت سوئدى ولوو Volvo
استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى
براى من به وجود آورده است. اینجا هر پروژهاى
حداقل ٢ سال طول میکشد تا نهایى شود، حتى اگر
ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست.
جهانى شدن ( Globalization) باعث شده است
که همه ما در جستجوى نتایج فورى و آنى باشیم.
و این مشخصاً با حرکت کند سوئدیها در تناقض است.
آنها معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار میکنند،
بحث میکنند، بحث میکنند، بحث میکنند و خیلى به
آرامى کارى را پیش میبرند. ولى در انتها، این شیوه
همیشه به نتایج بهترى میانجامد. به عبارت دیگر:
1- سوئد در حدود 450000 کیلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 میلیون جمعیت دارد.
3- استكهلم، پایتخت سوئد كه به پایتخت اسكاندیناوی
نیز مشهور است حدود 78000 نفر جمعیت دارد.
4- ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون
برخى از شرکتهاى تولیدى سوئد هستند.
اولین روزهایی كه در سوئد بودم، یکى از همکارانم
هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمیداشت و
به محل کار میبرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى
سرد و برفى. ما صبحها زود به کارخانه میرسیدیم
و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى
ساختمان پارک میکرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند
ولوو با ماشین شخصى به سر کار میآمدند.
روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم.
روز چهارم به همکارم گفتم: آیا جاى پارک ثابتى داری؟
چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک میکنى
در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى این که ما زود میرسیم و وقت
براى پیادهرفتن داریم. این جاها را باید براى کسانى
بگذاریم که دیرتر میرسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیکتر
به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند.
تو این طور فکر نمیکنی؟
" میزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنید! "
این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى
آهسته ( Slow Food ). این جنبش میگوید که
مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند ، وقت کافى
براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون
هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان
وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى
سریع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى
به همراه دارد قرار میگیرد. غذاى آهسته پایه جنبش
بزرگترى است که توسط مجله بیزنس طرح شده و
یک "اروپاى آهسته" نامیده شده است. این جنبش
اساساً حس شتاب و دیوانگی به وجود آمده بر اثر
نهضت جهانى شدن را زیر سوال میبرد. نهضتى که
کمیّت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار
میکنند امّا از آمریکائیها و انگلیسیها مولّدترند .
آلمانیها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت
تقلیل دادهاند و مشاهده کردهاند که بهرهورى و قدرت
تولیدشان ٢٠% افزایش یافته است. این گرایش به
آهستگى و کندکردن جریان شتاب آلود زندگى، حتى
نظر آمریکائیها را هم جلب کرده است.
البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار
کردن یا بهرهورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام
کارها با کیفیت، بهرهورى و کمال بیشتر، با توجه
بیشتر به جزئیات و با استرس کمتر است. به معنى
برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن
زمان آزاد و فراغت بیشتر است. به معنى چسبیدن به
حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف نشده است. به معنى
بها دادن به یکى از اساسیترین ارزشهاى انسانى یعنى
ساده زندگى کردن است.
هدف جنبش آهستگى، محیطهاى کارى کم تنشتر، شادتر
و مولّدترى است که در آن، انسانها از انجام دادن کارى
که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت میبرند.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که توقف کنیم و درباره
این که چگونه شرکتها به تولید محصولاتى با کیفیت بهتر،
در یک محیط آرامتر و بیشتاب و با بهرهورى بیشتر
نیاز دارند، فکر کنیم.
× بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر
زمان میگذرانیم امّا تنها هنگامى به آن میرسیم که بر
اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر
عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم.
× بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود
در آینده هستیم که زندگى خود در حال حاضر، یعنى
تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش میکنیم.
× همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار
داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است
که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار
میکنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگى کنیم.
به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى
است که براى تو اتفاق میافتد، در حالى که تو سرگرم
برنامهریزیهاى دیگرى هستى.
* به شما به خاطر این که تا پایان این مطلب
را خواندید تبریک میگوئیم. بسیارى هستند که
براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را
رها میکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند
در ابتدا فکر کردم که ای میل زیر از این چرندیات فله ایست که یکی از این بندگان بیکار خدا سر هم کرده. ولی چون مدتی بود که خود شک جدی نسبت به این آب زیپوهایی که به اسم شیر یارانه ای به مردم میندازند داشتم و از طرف دیگر میدیدم که دیگه قباحت ذکر شیرخشک به عنوان یکی از محتویات دیگر محصولات لبنی صنعتی کاملا از بین رفته و روی بسته این محصولات به وضوح ذکر میشه (اما به میزان و درصد و نوعش هیچ اشاره ای نمیشه)، تصمیم گرفتم کمی روی ماجرا بررسی کنم.
اصل ماجرا به اختصار از این قراره:
1- دولت ظاهرا برای کاهش قیمت شیر، شیر سوبسید دار رو با شیرخشک درست میکنه. لینک زیر رو ببینید:
مدیرعامل اتحادیه دامداران استان تهران: شیر یارانه ای از شیر خشک تولید می شود
2- ما در ایران وارد کننده شیر خشک هستیم. ارزان ترین شیرخشک دنیا توسط کشور دوست و برادر چین تولید میشه.
3- شیرخشکی که به غیر از غذای نوزاد باشه، 90 درصد تعرفه گمرکی داره. لذا "خواص" محترم علاوه بر واردات گسترده قاچاق، مقداری از این مواد مسموم را به اسم شیرخشک غذای نوزاد با تعرفه 10 درصدی وارد می کنند. لینک زیر:
عضو هیات مدیره مرکز همکاریهای امور دام خبر داد: واردات شیر خشک در پوسته شیر خشک نوزاد ادامه دارد
4- این "خواص" عزیز گرامی برای حفظ منافع اسلام و مسلمین و آرمانهای انقلاب و شهدای جبهه ها و یه سری از این حرفا، به هدف توسعه بازار مصرف این آشغالهای وارداتی چینی، اجازه نمیدن احدی در کنترل کیفیت محصولات لبنی فضولی کنه، و تولید کننده ها هم که همواره سلامتی مردم را به هیچ حساب نمی کنند، به جای استفاده از شیر کیلویی 400 و خورده ای تومان به قیمت خیلی کمتر از این آشغالا استفاده می کنند تا ماست و پنیر و کشک درست کنند.
5- در نتیجه، کارخانه های لبنی شیری که باید کیلویی 410 تومن از دامدار بخرند، به قیمت میانگین کشوری کمتر از 380 و در برخی مناطق به زور و منت به 280 میخرند. پس دامداری = فرت، و کرور کرور دام شیرده به کشتارگاه اعزام میشه زیرا سیر کردن شکم گاو شیر ده دیگه توجیه اقتصادی نداره، و این یعنی تیشه به ریشه دامپروری همانند بلاهایی که سر شاخه های دیگه کشاورزی نازل شده.
6- حالا برای اطلاع از کیفیت شیر و شیرخشک چینی و سوابق درخشان این پست فطرت های جانی، در گوگل سرچ کنید Chinese milk powder و ببینید که هرچی پیدا میشه توش مرگ و مریضی نوزادان و سنگ کلیه و آلودگی عمدی شیمیایی و درد بی درمون و ممنوعیت ورود به یک عالمه کشور وجود داره. اگر خواستید جزئیات قضیه را مطالعه کنید از اینجا شروع کنید: http://en.wikipedia.org/wiki/2008_Chinese_milk_scandal ولی بطور خلاصه، ماجرا از این قراره که این جانورهای کثیف که بدتر از امت شریف ما تقلب در ذاتشونه، کشف کردن که وقتی آب قاطی شیر میکنن اگر ماده شیمیایی ملامینMelamin داخل اون آب زیپو بریزن (که به لحاظ اینکه این ماده در آب حل نمیشه، باید اول اونو در فورمال دی هاید – همون مایع شیمیایی که اجساد و اجزاء بدن را برای نگهداری درازمدت در آزمایشگاه ها و دانشگاه ها در آن غوطه ور می کنند - حل کنند بعد این معجون سمی را در شیر بریزند) ، در آزمایشات متداولی که پروتئین شیر را اندازه می گیره باعث گول زدن پروسه آزمایش میشه و ترکیبات نیتروژنی موجود در ملامین توسط تست به جای پروتئین تشخیص داده میشه. البته بنده مطلب رو خیلی خلاصه کردم و همین اندازه هم که متوجه بشین برای نتیجه گیری کافیه.
7- بعد از اینکه گند قضیه در چین دراومد، دقیقا مدل برادران خودمون گرفتن 3 نفر از مسببین را اعدام کردن و اعلام کردن که مشکل حل شده و دیگه خیال همه راحت باشه. اما از بین کشور های بدبختی که محصولات لبنی چینی وارد میکردن، این کشورها
Bangladesh, Bhutan, Brunei, Burundi, Cameroon, Chile,Colombia, Dominican Republic, Gabon, India, Ivory Coast, Maldives, Mali, Nepal, Papua New Guinea, Paraguay, South Korea, Suriname, Tanzania, Togo, and the United Arab Emirates —[111][112][113][114][115] joining Indonesia, Taiwan, Japan, Singapore and Malaysia which have imposed specific bans on mainland Chinese dairy products which have tested positive for melamine
قانون ممنوعیت کامل ورود محصولات لبنی چینی را اجرا کردند، اروپا و امریکا هم که از اول اجازه ورود محصولات چینی را نمی دادن. این یعنی حل مشکل. تانزانیا و بنگلادش اجازه نمیدن این محصولات مسموم به مردمشون فروخته بشه، ولی ما در ام القرای اسلام بهتر میدونیم که مصلحت مردم در چیه.
8- حالا، این آشغالا چه مشکلاتی برای سلامتی ما ایجاد میکنه؟ آنچه که تا به حال شناخته شده به اختصار لیست میکنم. اما توجه داشته باشید که از این دم بریده هرچی بگین بر میاد و فردا معلوم نیست چه چیزهای دیگری قاطی این معجون کنند. فعلا می دانیم که ماده شیمیایی ملامین در بدن انسان منجر به بروز نوع خاصی سنگ کلیه و نهایتا از کار افتادگی لاعلاج کلیه می شود. گفته می شود که در مقدار دوز کم، ملامین ضرری ندارد. اما در همین مقادی کم هم وقتی با اسید سیانوریک مخلوط می شود، کریستالهای مرگباری ایجاد می کند. تحقیقات ثابت کرده که ملامین خود به تنهایی می تواند اسید سیانوریک ایجاد کند. لذا، در نتیجه افزایش ملامین به شیر، این امکان وجود دارد که اگر ملامین اسید سیانوریک ایجاد کند، که منجر به ایجاد سنگهای کریستالی با لبه های بسیار تیزی می شود که با برش و جراحت مجرای ادرار و کلیه، آسیب بسیار جدی به مصرف کنندگان وارد کند. در مورد عوارض سوء درازمدت و احتمالی این ماده شیمیایی اظهار نظری نمی کنم.
9- در خود چین، استفاده از این شیرخشک منجر به بیماری شدید 104 نوزاد، مرگ کمتر از 6 نوزاد، و بروز سنگ کلیه در 13 هزار نفر و بیماری 300 هزار نفر شده (طبق گزارشات رسمی! – که نیاز به توضیح ندارد یعنی چه). هیچ آمار درستی برای تعداد کل قربانیان بین المللی موجود نیست. در مملکت ما هم که دولت فخیمه تا به حال لام تا کام حرفی از این موضوعات نزده.
چه باید کرد؟ بهترین راه این است که از مصرف هرگونه شیر و فراورده های لبنی صنعتی خودداری کنیم – البته اگر نوع غیر صنعتی مطمئنی در دسترس داریم. در غیر این صورت، فعلا به نظر می رسد که شیر های معمولی (غیر سوبسیدی، و غیر از شیرهایی که تاریخ مصرف طولانی دارند) از شیر گاو تازه درست شده باشند. روی لیبل این شیر ها نوشته میشه "تهیه شده از شیر تازه گاو" و روی شیر های سوبسیدی مینویسند "تهیه شده از شیر گاو". ماست را از همین شیر ها خودتون در منزل تهیه کنید. البته تاکید می کنم که روی سلامت این شیر های 800 – 900 تومنی هم نمیشه صد در صد حساب کرد.
اما به یقین اگر کارخانه های تولید لبنی با یک تحریم گسترده مردمی مواجه بشند، برای نجات خودشون از ورشکستگی به ناچار دست از بازی با سلامت مردم برمی دارند و به قول معروف ماستها را کیسه می کنند.
از دوستان خواهش می کنم ضمن اینکه این مطلب را برای همه ارسال می کنید، تحقیق هم انجام بدهید، و اگر اطلاعات مفیدی از متخصصین صنایع غذایی و منابع قابل اطمینان دیگر دریافت کردید حتما منتشر کنید.
لطفا لینکهای بالا را مطالعه کنید و برای دوستانتان نیز بفرستید تا همه مطلع شوند که شیری که به مردم می دهند شیر نیست و فقط اسمش شیر است و در حقیقت نوعی پودر است که از چین می آید و اصلا معلوم نیست که واقعا شیر خشک شده باشد یا خیر.
این پودر ظاهرا از ماده ای به نام ملانین و موادی دیگر ساخته می شود و به ایران می آید و در کارخانه های لبنیات با اضافه کردن آب و مواد افزودنی به شیر و ماست و پنیر و ... تبدیل می شود.
چینی های این مواد را طوری ساخته اند که مشابه شیر هستند و در آزمایشها و بررسی های معمول مراجع بهداشتی ایران (اگر واقعا همچین آزمایشاتی در کارخانه های لبنیاتی انجام شود و با رشوه ماست مالی نشوند) قابل تشخیص نمی باشند و جواب آزمایش طوری در می آید که انگار واقعا شیر است و نیاز به آزمایشات پیشرفته تری است.
حالا این ملانین یا هر ماده دیگر چیست و چه مضرات و فوایدی دارد معلوم نیست.
دقت کنید که پنیر و ماست محلی با مشابه های صنعتی چقدر طعمشان فرق دارد.
ظاهرا مسئولین هیچ تصمیم جدی برای جلوگیری از واردات این پودر صنعتی ندارند.
دولت جلوی گران شدن قیمت شیر را با زور گرفته است. کارخانه ها هم وقتی می بینند نمی صرفد که شیر از گاوداری ها بخرند و با محدودیت قیمت مواجهند با این حرکت پاسخ داده اند.
اقتصاد با دستور رشد نمی کند و گرانی با دستور توقف نمی شود.
لطفا با پخش کردن این ایمیل کمک کنید تا حداقل مردم آگاه شوند و با نخریدن این لبنیات و با اعتراض کردن و پیگیری شاید مسئولین به فکر کیفیت شیر مردم بیفتند.
لازم است بدانید در کشورهای پیشرفته قوانین بسیار سختی در مورد کیفیت شیر و شیر وارداتی وجود دارد که کافیست جستجوی کوچکی در مورد "milk quality standard" در اینترنت انجام بدهید تا ببینید کشورهای مختلف چقدر نسبت به کیفیت شیری که مردمشان می خورند حساسند.
برای نمونه:
http://edis.ifas.ufl.edu/ds112
http://www.extension.org/pages/How_Milk_Quality_is_Assessed
بگذار سنگی را ببوسم
که دیگر سنگها را سوئی زد
تا خون لورکا
بر سینهی او بریزد.
بگذار لیموئی را ببوسم
که رفت و در ترانهی لورکا نامش را نوشت.
بگذار جلیقهی نازکی را ببوسم
که گمان میکرد
بر سینهی گرمش ضد گلولهئی خواهد شد.
اما ماه ماه
تو چرا خیره خیره نگاه کردی و چیزی نگفتی
آسمان را برای چه روشنی بخشیدی
تا گلوله سربازها سینهی او را بهتر ببیند
و حالا آمدی
در آسمان گل آلودهی تهران و چه را میجوئی!
برو ماه ماه
برو که پشیمانی سودی ندارد
برو، بر دو زانو بنشین، زاری کن
برو، تاریکی بهتر
از نوری که اتاق فرانکو را روشن میکند



|
طبق آمار بانک جهانی در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توریسم یا به زبان ساده از : دکان زیارت مسلمین خانه کعبه معادل مبلغ 29.865.000.000.-دلار یا قریب سی میلیلرد دلار بوده است. |
زائرین ایرانی که بصورت تمتع ویا عمره در همان سال به مکه
رفته اند 1.937.000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ
4.879.000..000 دلار یا بعبارتی قریب به مبلغ پنج میلیارد
دلار درآمد تقدیم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در میان
تمام کشورهای اسلامی مقام اول را به خود اختصاص داده اند.
نظر باینکه هواپیمائی جمهوری اسلامی قدرت جابجائی اینهمه
زائر را نداشته است شرکت هواپیمائی عربستان قریب به
54 درصد از زائران ایرانی را به خود اختصاص داده
است....طبق گزارش مقامات دیپلماتیک ایران در سال
2008 ماموران کشور عربستان بدترین و توهین آمیز ترین
رفتار را با زوار ایرانی داشته اند و ایران از لحاظ توهین
ماموران عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است.
علمای عربستان در همان سال فتوی صادر کرده اند که ایرانیان
شیعه کافر هستند.طبق یک گزارش دیپلماتیک دیگر زائران
ایرانی ناخواسته ترین و منفورترین خارجی ها در عربستان
محسوب می شده اند.
با یک حساب سرانگشتی بوسیله پولی که ایرانیان سالانه به
عربستان (دشمن شیعه ایرانی) تقدیم می کنند می توان تعداد
170.000 مسکن روستائی احداث کرد...
یا میتوان 714.286 فرصت شغلی کشاورزی یا 200.000
فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد
یا میتوان10.000.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و
ورزشی در کشور ایجاد کرد
ویا میتوان با پول حجاج دوسال یک پالایشگاه سوپر مدرن با
ظرفیت 75000 بشکه احداث کرد
ویا با پول پنج سال حجاج میتوان ایران را به صادر کننده بنزین
مبدل ساخت و دیگر برای واردات بنزین محتاج اعراب
نبود....اما افسوس که با پول حجاج ایرانی قمارخانه های
فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بیزنس حج را
در اختیار دارند آباد میشود.....و تا رسیدن ایرانیان مسلمان به
مرحله فکرکردن در بهینه هزینه کردن پول برای نزدیکی به خدا
راه بسیار درازی در پیش است

راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند انواع ازدواج های پیشنهادی:
* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.
* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.
* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.
* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.
* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.
* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.
* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد
برخی عرفا می گویند ما هفت بدن داریم. بدن فیزیكی یعنی همین كه قابل مشاهده است اولین بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمی توانی ببینی بلكه یك حس شهودی لازم است تا آن را باور كنی. در بدن دوم احساسات و عواطف ما شكل می گیرند. اگر تو عاشقی و اگر متنفری از امكان بالقوه بدن دوم استفاده كرده ای. این حالات شرایطی هستند كه از استعداد طبیعی بدن دوم ناشی می شوند. سرچشمة انرژی عشق و تنفر یكی است و این دو با هم هستند. این كه چرا از یك فرد به خصوص خوشتان می آید و از فرد دیگری متنفر می شوید تفاوت آنها در طبیعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوی تو سعی می كنی از جهت های متضاد فراترروید و این را از دیدگاه دیگری هم می توان بررسی كرد.
برخی ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم كرده اند و بودا آن را به 360 بخش تقسیم كرده. احساسی كه نسبت به دیگران داریم به هر دو بخش مربوط می شود یعنی گاهی با دیدن رفتارها و یا شنیدن حرف های یك نفر از او بدمان می آید و گاهی بدون داشتن دلیل واضح و مشخصی از كسی بدمان می آید و این حس از ناخودآگاه ما می آید. بخشی ا زذهن كه حد و مرزی ندارد و در مقایسه با بخش آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.
بخش ناخودآگاه جایی است كه اگر بتوانی به آن دست یابی به كمال خواهی رسید. وقتی از كسی بدت می آید از او فرار نكن تو می توانی به او فكر كنی و به دلایلی كه باعث تنفرت شده بیاندیشی. این حس را سركوب نكن فقط به آن فكر كن حتی تظاهر نكن كه متنفر نیستی با آن مواجه شو و دركش كن.
اگر حس تنفر نداشتیم
اگر حس تنفر نبود شما هر غذایی را می خوردید حتی غذاهای فاسد شده و گندیده. شما حسی نداشتید كه شما را باخبر كند.
اگر حس تنفر نبود شما هر آبی را می نوشیدید چه آن آب تصفیه بود چه آب یك لجن زار.
اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد كه كیسة زباله را هر شب بیرون بگذارید، چون حس بدی به شما دست نمی داد. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد حمام بروید یا نه. شما از كثیفی بدتان می آید و برای همین به حمام می روید. شما هرگز لباسهایتان را عوض نمی كردید. سرتان را شانه نمی زدید، اتو نمی كردید چون حسی نداشتید كه به شما بگوید مرز زیبایی و زشتی، عشق و تنفر كجاست؟
وجود این جفت متضاد باعث می شود كه هر دو را درك كنیم.
کاش ای کاش میشد با حرارت خورشید ریشه های بیگانگی و تردید را سوزاند ..ای کاش میشد از قفس تنگ حسرت و اندوه به آسمان آبی آرزوها پر کشید و بر بالاترین قله ایثار و مهربانی آشیانه ساخت .ای کاش میشد با ریشه هایی از ایمان یا شاخه هایی از اعتماد و یکدلی با برگ هایی از تقوا و گلبرگ هایی از صفا و صمیمیت با هر چشمه ایی از عاطفه و مهر ومحبت در میان بوستانی از گذشت ومهربانی و دور از نامهربانی ها زندگی کرد
می نویسم كینه...
می نویسم انتقام......
می نویسم جنگ.....
می نویسم خون
می نویسم آهن
می نویسم آتش
می نویسم درد
می نویسم جدایی....خیانت......سیاهی......
می نویسم بیهوده مردن وبیهوده كشتن.......
خدایا چرا یادم رفته...دوست داشتن،گذشت،صلح،خاك،درمان،نوروزندگی كردن واجازه زندگی به دیگران را دادن را چه جور می شه در یك كلمه نوشت..
خدایا....

| Design By : Pichak |




